بنا به تصادف در کشوری سنتی و مرد سالار وکشوری که سالیان سال استبداد
وخفقان در ان حاکم بوده به دنیا می ایی ،جایی که برای به رسمیت شناختن
ابتدایی ترین حقوق انسانیت باید مبارزه کنی . یک دختر از نسل جوان
در ایران امروز، انسانی است خسته از سنتهای کهنه و مرد سالارانه،بیزار
از مذهب و مشتاق زندگی مدرن وسکولار .او سعی میکند با سنتهای کهنه
اجتماعی که جز زندگی زنان شده و حکومت اسلامی برای بقای خود به شدت
از ان به صورت قانونی دفاع می کند ، مبارزه کند. امار فرار دختران
از خانه با وجود ناامنی شدید اجتماعی بیانگر این موضوع است. دختر
ناتوان وستم خورده ایرانی حاضر است تن به تن فروشی بدهد ولی زیر بار
این قید و بندها نرود . ترس از پدر وبرادر ونگرانی از عکس العمل های
انها در مقابل کوچکترین به ظاهر خطایی نظیر داشتن دوست پسر، دیر امدن
به خانه ، همه چیز را انچنان تیره وتار می کند که راهی جز فرار نمیگذارد.
فرار از خانه همان وافتادن در سرازیری در به دری و خیا بان گردی واعتیاد
و غیره همان. اینها زندگی یک دختر جوان را زیر و رو میکند و اینده
اش را سیاه میکند. تنها جرم انها نه گفتن به سنن وقید وبندهای اجتماع
است . برای بدست اوردن ازادی در ایران به چنین کارهایی دست میزند
و با امید وارد دنیای دیگر میشود ولی بعد از مدتی برای تا مین زندگی
ناچار به هر کاری و به هر رابطه ای کشیده میشود و در اخر سر از زندانهای
رزیم در می اورد.
زنی که در فرهنگ مرد سالار بزرگ شده است ، در خانواده ای که تبعیض
جنسی بین فرزندش روا میدارد، در فرهنگی که کودک وزن جز اموال هستند
و مورد اجحاف قرار میگیرد . زنان مجبور به تحمل خشونت از طرف شوهرانشان
هستند وهیچگونه امکانی برای بیرون امدن از این روابط را ندارد. نداشتن
استقلال مالی ، نبودن امکان مسکن مناسب،ترس و وحشت از حرف همسایها
، ترس ووحشت از اینده ای ناروشن معمولا زندگی زنان را تبدیل به جهنمی
سیاه می کند. امار خودکشی بالای زنان دال بر این موضوع است . مذهب
به عنوان قویترین اصل،ضد زن است زن موچودی است منشاه فساد که باید
کنترل شود وظیفه او زایدن فرزندان مرد است.
ازدواج اجباری که معمولا به صورت پنهانی است. وزمانی معلوم میشود
که دختر جوان که تا ان موقع شاداب و سرحال بوده ناگهان رفتار وروحیاتش
تغیر میکند وافسرده می شود . حاصل این ازدواج ها ، حامله شدن دختران
کم سن و سال ، ناراحتیهای شدید روانی وعصبی، خودکشی ودهها موارد
دیگر .در جامعه ای که جمهوری اسلامی یک نظام ضد زن را بر قرار کرده
ایا واقعا انسان شانسی برای یک زندگی متعارف دارد . این سیستمها
اغازی داشته و پایانی نیز خواهد داشت.
زن را باید با ارزش انسانی او شناخت
. وهیچ چیزی نباید حقوق انسانی واجتماعی او را محدود کند . هر کسی
که به حقوق برابر انسانها وازادی انها معتقد باشد نمی تواند نسبت
به وضعیت زنان وانها بی تفاوت باشد.زن ایرانی نیروی بسیار مهمی
در این جنبش است و نقش مهمی در سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد داشت
اساسی ترین توقعات زنان ایران رسیدن به برابری اجتماعی ،سیاسی وحقوقی
است پس برای رهایی زن وانسان بودنش باید تلاش کرد . در این راستا
، سرنگونی جمهوری اسلامی که سبب اصلی این شرایط است ، از طریق افشاگری
در افکار عمومی جهان ، تلاش برای به رسمیت نشناختن رزیم اسلامی
از سوی دولتهای مختلف ، متشکل شدن زنان در احزاب وسازمانهایی که
اهداف برابری طلبانه وازادیخوا هانه شان را محقق می کند میتواند
اساسی ترین قدمها در این راستا باشد.
در کویری سوت کور
در میان مردمی با این مصیبتها صبور
صحبت از مرگ محبت
مرگ عشق