بر اساس آخرین گزارش یونیسف در 12 دسامبر 2006 که نتیجه تحقیق در
میان 30 کشور جهان میباشد، رابطه بین فقر، فلاکت و نابرابری میان
زن و مرد مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای این گزارش، برابری
زن و مرد را یکی از ضرورتهای کاهش فقر و بهبود وضعیت کودکان در کشورهای
در حال توسعه ارزیابی کرده است. همچنین در این گزارش میخوانید،
هرجا مردان خانه را اداره میکنند، پول کمتری صرف بهداشت و خوراک
خانواده و کودکان میشود. یونیسف همچنین خاطر نشان میکند که وضعیت
زنان در خانوادهها، مشابه با جهان سیاست است.
نتایج این تحقیقات فقط برای دستیابی به یک سری اعداد و ارقام و
دست آخر ابلاغیههای نصیحت گونه این سازمانها به دولتهایی است که
توسط سرمایه داران بزرگ جهان اداره میشوند و همچنین پر کردن صفحات
روزنامهها است. این گزارشات چند پهلو که خود نماینده نسبیت فرهنگی
در نظم نوین جهان است کدام مشکل مردم گرسنه جهان را حل میکند؟ کدام
انسان به ویژه کدام زن در اعماق وجودش، خواهان پاره کردن این زنجیرهای
اسارتبار اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی نیست؟
باید این گزارش را خواند تا به عمق تضاد بین کار و سرمایه پی برد.
هر انسان گرسنه خودش بهتر از دیگران از شکم گرسنه خود و فرزندان
خود خبر دارد. این یک ویژگی زنانه نیست هر چند که در اثر نابرابری
جنستی زن و مرد، ستمی مضاعف بر زن را تحمیل کند.
این گونه شگردها در جهت نجات سرمایه داری جهانی و جذب نیروی کار
ارزان زنان برای نجات طبقه حاکم است. و بر اساس همین مناسبات است
که علیرغم وجود میلونها زن شاغل در ایران، شکاف طبقاتی هر روز افزایش
یافته و آسیبهای اجتماعی ناشی از آن از جمله فقر، فحشا، اعتیاد،
کلیه فروشی، کودک خیابانی و ایدز از ابعاد گسترده تری بر خوردار
میگردد.
نباید فراموش کرد که امروزه فقط بخشی از تساوی حقوق زن و مرد در
جهان غرب عملی شده است که علتش تداوم مبارزه میلیونها انسان با برده
داری، سرمایه داری و مذهب بوده است.
از اینرو من به عنوان یکی از فعالین سازمان آزادی زن و مدافع آزادی
و برابری کامل زن و مرد، در جهت لغو تمامی قید و بندهای جنسیی و
در کلیت آن یعنی "لغو آپارتاید جنسی" تلاش میکنم و این
نابرابری را فقط در سطوح نابرایریهای اقتصادی آن تعریف نمی کنم.
باید ایدولوژی زن ستیز و ارتجایی حاکم بر جوامع مردسالار را که در
بیشتر مواقع از حکومتهای مذهبی ناشی میشود، زیر ضرب برد. باید خط
و خطوط را مشخص کرد و حول مبارزه با آپارتاید جنسی جمع شد. از نظر
من این مبارزه بخشی از کل مبارزهای است که باید در جهت رهایی زن
به خصوص در جوامع اسلامزده، صورت بگیرد و تا انجا که به جنبش زنان
در ایران برمیگردد، بزودی مقالهای تحلیلی از رئیس سازمان آزادی
زن در همین نشریه درج خواهد شد، که تفاوت راهکارهای جبنش آزدی زن
را با جنبش زنان مورد بررسی قرار داده است.