رفراندوم طرحى براى خانه فرستادن مردم !
آذر ماجدى
آزادى زن: اخيرا عده اى از رهبران تحکيم وحدت و کسانى مانند مهرانگيز کار و محسن سازگار فراخوانى تحت عنوان "فراخون ملى برگزارى رفراندم" منتشر کرده اند و دارند براى آن امضا جمع مى کنند. چرا رفراندم؟ چرا در اين مقطع؟ اينها چه اهدافى را دنبال مى کنند؟

چقدر رفراندم مى تواند واقعى باشد؟ آيا واقعا اين مى تواند راهى براى تغيير رژيم باشد؟

آذر ماجدى: اين اولين بار نيست که تلاش شده است جنبشى براى برگزارى رفراندم بعنوان راهى براى تغيير رژيم يا ايجاد تغييراتى در قانون اساسى به راه انداخته شود. دو سه سال پيش نيز تب رفراندوم داغ بود. افراد و جريانات وابسته به دو خرداد يا اميد بسته به دو خرداد زمانى که متوجه بى خاصيتى اين جنبش شدند، زمانى که دريافتند که اميد به اين جريان باصطلاح اصلاح طلب پوچ و واهى بوده است، شعار رفراندوم را طرح کردند. اتفاقا با پروسه توهم زدايى نسبت به دو خرداد، راديکاليزه شدن مبارزات مردم، طرح شعارهايى مثل آزادى و برابرى، که در ١٦ آذر سال گذشته در تجمع دانشگاه تهران به اهتزاز درآمد، و طرح صريح شعار مرگ بر جمهورى اسلامى، شعار رفراندوم رنگ باخت. اگر پيش از اين در تظاهرات و تجمعات اعتراضى اين شعار مطرح مى شد، ديگر صداى آن اگر نه کاملا محو بلکه بسيار ضعيف و کوتاه شد. و اکنون ما شاهد اين هستيم که بار ديگر تعدادى از چهره ها و شخصيت هاى دو خردادى و راست رفراندوم را طرح کرده اند و عده اى نيز سريعا به فراخوان آنها لبيک گفتند و يک جنبش اينترنتى براى رفراندوم به راه افتاده است.اينکه چرا جريانات مختلف بفکر تغيير اوضاع افتاده اند از واقعيت جامعه ايران نشات مى گيرد. مردم اين نظام را نمى خواهند و اين را با هزار زبان بيان کرده اند. جمهورى اسلامى در يک بحران عميق همه جانبه بسر مى برد. همه در انتظار انفجار اند. و هر جريانى بنا به موقعيت سياسى و طبقاتى اش راه حل براى برون رفت از اين اوضاع و براى تغيير شرايط پيشاروى جامعه مى گذارد. جريان چپ و کمونيست از انقلاب مردم سخن مى گويد، از اينکه تنها راه واقعى دستيابى به آزادى و برابرى، تنها راه خلاصى از جمهورى اسلامى انقلاب مردم است. بعضى، جريان راست افراطى، به جرج بوش اميد بسته اند تا با حمله به ايران، جمهورى اسلامى را بياندازد و رژيم دست راستى و سلطنتى را در ايران سر کار بياورد. بعضى نيز به رفراندوم اميد بسته اند. جريانات اصلاح طلب و بخشى از جريان راست به فراخور افق سياسى و منافع طبقاتى شان به راه حل رفراندوم رسيده ند. اينها مى خواهند اوضاع تغيير کند، اصلاحاتى در شرايط ايجاد شود. از رژيم مذهبى افراطى مثل رژيم اسلامى خسته شده اند، مى خواهند مذهب کنار رود. (البته نه کاملا بلکه نمى خواهند مذهب به اين شکل افراطى در جامعه و دولت حضور داشته باشد.) رفراندوم راه حل اين جريانات براى تغيير است.

مساله اينجاست که اين جريانات از انقلاب مردم بيشتر از ارتجاع حاکم در هراس اند و اين قطب نماى حرکت و تحرک آنها است. و از اين رو است که راه حل هاى اين چنينى طرح مى کنند. ولى رفراندوم بطور واقعى راه حل نيست.ابتدا توضيح دهم که چرا بنظرم رفراندوم راه حل نيست. اين دوستان دارند يک سناريوى تخيلى يا کمدى را طرح مى کنند. تصور کنيد قرار است که جمهورى اسلامى، اين نظام سرکوبگرى که بيش از صد هزار اعدام در پرونده اش ثبت شده، اين رژيمى که بخاطر عدم رعايت کامل حجاب به زنان چاقو مى کشد، زندانى و شکنجه شان مى کند، با دست خود صندوق هاى راى را بپا کند تا مردم بيايند و در يک روز آفتابى راى به نخواستن آن و تغيير نظام و تغيير قانون اساسى بدهند. قرار است که کوفى عنان با جمهورى اسلامى بر سر روز برگزارى رفراندوم به توافق برسند و در روز موعود در فرودگاه مهرآباد پياده شود و خوب و خوش رفراندوم را برگزار کنند و وقتى هم که نتيجه رفراندوم معلوم شد. خامنه اى و خاتمى و رفسنجانى و سردار طلايى در تلويزيون ظاهر شوند و از مردم تشکر کنند و دنبال کارشان بروند و انتخابات براى مجلس موسسان آغاز شود، آيا اين طرح پوچ نيست؟ آيا اين طرح سرگرم کردن خود نيست؟ اين طرح در بهترين حالت آب در هاون کوبيدن است، مردم را دنبال نخود سياه فرستادن است. اينها قرار است پز سياستمداران دلسوز و مسئول را بخود بگيرند و باصطلاح راه حل هاى اصولى و ميانه رو و مسئولانه در مقابل مردم بگذارند. اينها اما در عمل دارند سر مردم را به طاق مى کوبند. رفراندوم نه تنها راهى براى تغيير اوضاع و خلاصى از اين فلاکت و بختکى که بر جامعه تحميل شده است پيش نمى گذارد، بلکه در صورت روى آورى مردم به آن تغيير اوضاع را سخت تر مى کند و به عقب مى اندازد. چراکه اگر مردم رفراندوم را بعنوان راه حل بپذيرند از موقعيتى که در شرايط حاضر در مبارزه و جدال عليه جمهورى اسلامى کسب کرده اند، عقب مى نشينند، تاکتيک صبر را پيشه مى کنند، و حداکثر تجمعاتى با خواست برگزارى رفراندوم مطرح مى کنند. و اين يک فرصت طلايى براى جمهورى اسلامى فراهم مى کند تا عقب نشينى هاى دو سه سال اخير را جبران کند، سنگرهاى از دست رفته را دوباره فتح کند و مردم را عقب نشاند. اين حرکت مردم را به عقب نشينى خواهد کشاند، شتاب حرکتشان را کند خواهد کرد و حداقل چند سال مشقت و درد و رنج و اختناق و زن ستيزى بيشتر را به آنها تحميل خواهد کرد. مردم بايد با همين شتاب به مبارزه رو در رو با جمهورى اسلامى ادامه دهند. بايد ابتکار عمل را بدست بگيرند. بايد خواب خوش را به جمهورى اسلامى حرام کنند. متشکل شدن در انجمن هاى آزادى و برابرى، و در جمع هاى آزادى زن، طرح خواست هايشان، دامن زدن به جنبش همبستگى ميان اقشار مختلف و کمپين هاى مختلف و حضور هشيار در صحنه اين راه حل تغيير و خلاصى است.

٭ از نقطه نظر جنبش زنان اين حرکت را چگونه مى بينيد؟ آيا با رفراندم مى توان تغييرى در وضع زنان بوجود آورد؟

آذر ماجدى: آنچه در مورد جنبش براى تغيير و خلاصى مردم على العموم گفتيم در مورد جنبش آزادى زن نيز صدق مى کند. تصور يک رژيم اسلامى کمتر زن ستيز و مردسالار که در آن زنان مجبور نيستند حجاب و آپارتايد جنسى را تحمل کنند، يک خوش خيالى و خام پرورى بيش نيست. لذا تصور اينکه مى توان رفراندوم کرد و قانون را بنفع زنان اصلاح نمود کاملا يک اتوپى است. هويت اين نظام زن ستيزى است. حجاب پرچم اين رژيم و جنبش اسلام سياسى است. در مورد خلاصى از جمهورى اسلامى با رفراندوم نيز که در بالا صحبت کرديم. روى آورى به جنبش رفراندوم جنبش آزادى زن را تضعيف و کند مى کند. از اين رو حياتى است که ماهيت جنبش رفراندوم را افشاء کنيم. رهايى زنان تنها با تغيير کامل اين نظام متصور است. و اين عمل از طريق رفراندوم بهيچ وجه عملى نيست. مردم بايد خود دست بکار شوند.