درباره بيانيه حقوق زنان، مصوب کنگره چهارم حزب
آذر ماجدى

تصويب بيانيه حقوق زن يک رويداد سياسى مهم

هفتگى: با توجه به وجود برنامه حزب کمونيست کارگرى و مباحث و مطالبات مربوط به حقوق زن در آن، جايگاه و اهميت بيانيه مصوب کنگره در کجاست؟

آذر ماجدى: تصويب بيانيه حقوق زنان در کنگره چهارم حزب از نظر سياسى حائز اهميت است. اولا، اين يک واقعه مهم سياسى است که کنگره حزب ما، بزرگترين حزب سياسى جامعه و مهمترين و بانفوذ ترين سازمان چپ ايران، حقوق زنان و موقعيت جنبش دفاع از حقوق زن را به بحث ميگذارد و سندى را در اين رابطه تصويب ميکند. اين رويداد جايگاه مهم مساله زن را براى حزب ما بيان ميکند.

ثانيا، اين سند اين امکان را فراهم ميکند که جنبش دفاع از حقوق زنان را حول آن بسيج کنيم. بيانيه حقوق زنان پلاتفرم سياسى کمونيسم کارگرى در رابطه با جنبش دفاع از حقوق زنان است. بعنوان يک سند سياسى که روشن و گويا موقعيت جنبش آزادى زن را تبيين کرده و مطالبات پايه اى زنان را مطرح ساخته است، در قطب بندى ايجاد کردن درون اين جنبش و بسيج و گرد آوردن نيرو ميتواند نقش مهمى ايفاء کند. ثالثا، اين سند ميتواند به معيار سنجش جريانات و احزاب سياسى ديگر در قبال مساله زن نيز بدل شود. مساله زن يکى از مهمترين مسائل جامعه ايران و انقلاب آتى ايران است. احزاب و جريانات سياسى بايد براى آن پاسخ روشن و صريح داشته باشند. نميتوان با کلى گويى از کنار آن گذشت و از زير بار پاسخ گويى شانه خالى کرد. جنبش آزادى زن پخته تر و رشد يافته تر از آنست که زير بار کلى گويى برود. بعلاوه کمونيسم کارگرى با برنامه روشن و سابقه فعاليتى روشن و ميليتانت در اين عرصه اجازه چنين کارى را به جريانات سياسى نخواهد داد. بيانيه حقوق زنان در اين راستا بما کمک ميکند و در اين مبارزه قطب نماى خوبى براى جنبش آزادى زن و کمونيسم کارگرى است.

هفتگى: بيانيه روى جنبش آزادى زن و نقش کمونيسم کارگرى در اين جنبش تاکيد ميکند. اولا مولفه هاى اين رابطه چيست، ثانيا تفاوت هاى اساسى جنبش آزادى زن با حرکت گرايشات ديگرى که براى حقوق زنان مبارزه ميکنند و يا مبلغ آن هستند کجاست؟آذر ماجدى: بيانيه مختصرا موقعيت جنبش آزادى زن و يا شايد صحيح تر باشد بگوييم، جنبش دفاع از حقوق زنان را بررسى ميکند و سپس درباره نقش و جايگاه کمونيسم کارگرى در رابطه با اين جنبش صحبت ميکند. مبارزه براى حقوق زنان همراه با انقلاب ٥٧ به يکى از عرصه هاى قابل توجه مبارزه اجتماعى بدل شد. سازمان هاى زنان شکل گرفتند، نشريات زنان و ادبيات مربوط به مساله زن منتشر شدند. براى اولين بار پس از ساليان دراز ٨ مارس بعنوان يک واقعه مهم سياسى در سال ١٣٥٧ برگزار شد. حرکت و مبارزه براى کسب حقوق و تثبيت مساله زن بعنوان يکى از مسائل مهم اجتماعى با روى کار آمدن يک نظام تا مغز استخوان زن ستيز و ارتجاعى تلاقى يافت. اين واقعه مساله زن را به راس مسائل مهم و مبرم سياسى، اجتماعى و فرهنگى جامعه برد. مبارزه با تضييقات جمهورى اسلامى سريعا ابعاد اجتماعى وسيع يافت. اين مبارزات براى دوره اى در اختناق سياهى که بر جامعه تحميل شده بود، فروکش کرد ولى «جنبش مقاومت» زنان شکل گرفت و هر روز گسترده تر و عميق تر شد. در دهه اخير ما شاهد يک جنبش وسيع و اجتماعى بر سر دفاع از حقوق زنان هستيم. بخاطر اختناق و سرکوب، اين جنبش فاقد سازمان ها و رهبرى رسمى علنى در درون جامعه است، ولى همه به وجود و اهميت اين جنبش اذعان دارند و فعالين و رهبران اعلام نشده آنرا ميشناسند.اين جنبش داراى گرايشات مختلف است. در دفاع از حقوق زنان همه هم نظرند ولى در ابعاد آن، در تعريف و تبيين آزادى زن و شرايطى که زنان به خواستهاى خود ميرسند اختلافات بعضا اساسى وجود دارد. کمونيسم کارگرى بخش راديکال و ماکزيماليست اين جنبش را نمايندگى ميکند و به سخنگوى آن بدل شده است. کمونيسم کارگرى بعنوان گرايش سازش ناپذير اين جنبش شناخته شده است. وجود کمونيسم کارگرى، رهبران و فعالين کمونيسم کارگرى، مبارزات ميليتانت کمونيسم کارگرى باعث شده که اين جنبش على العموم نتواند براحتى تن به سازش دهد، و گرايشات راست در آن نتوانند اهداف مبارزه را تخفيف دهند. کمونيسم کارگرى همانگونه که در مبارزه عمومى سياسى عمل کرده است، دائما «نه» زنان به جمهورى اسلامى را تعميق کرده است و نقطه سازش هايى را که جريان راست و دو خردادى کوشيده اند به جنبش آزادى زن تحميل کنند به عقب رانده است. موضع راديکال و سازش ناپذير کمونيسم کارگرى در قبال مذهب، بويژه، عرصه را براى جريانات ديگر که صرفا خواهان تعديل نقش مذهب در جامعه هستند بسيار مشکل کرده است. نقاط تعيين کننده اى در دهه اخير وجود داشته که کمونيسم کارگرى بمثابه رهبر و سخنگوى راديکال و آزاديخواه در جنبش آزادى زن عروج کرده است، جايزه نوبل و اعتراض ما در اسلو يک نمونه برجسته آنست. در جنبش دفاع از حقوق زنان مثل هر جنبش اجتماعى ديگر گرايشات راست و چپ وجود دارد که با آرمانها و خواستهاى متفاوتى را نمايندگى ميکنند. کمونيسم کارگرى گرايش چپ و راديکال در اين جنبش است و در مقابل سازي پذيرى گرايشات ديگر سدى محکم بوجود آورده است.هفتگى: بجز رژيم اسلامى و قوانين آن، چه مسائل مهم ديگرى بايد بخاطر رهائى واقعى زنان از سر راه کنار زده شوند، و اين در بيانيه به چه صورت منعکس است؟آذر ماجدى: ستمکشى زنان فقط حاصل رژيم مذهبى نيست. کما اينکه در آزاد ترين و پيشرفته ترين کشورهاى جهان نيز زنان هنوز تحت ستم اند و براى برابرى مبارزه ميکنند. نظام مذهبى و حاکم بودن سنت هاى عقب مانده در جامعه ابعاد ستمکشى زن را در ايران تشديد کرده است. ستمکشى زن يک پديده همگانى جوامع مدرن است. زن ستيزى و مردسالارى در شکل حاضر حاصل مناسبات حاکم است. همچون ساير پديده ها و نهادهاى فکرى، فرهنگى، ايدئولوژيک در جوامع مدرن، مردسالارى نيز محصول نظام سرمايه دارى است. اين نظام است که مردسالارى را هر روزه و از نو بازتوليد ميکند. رهايى کامل زن در گرو سرنگونى نظام سرمايه دارى است. اين مساله در بيانيه مطرح شده است و زنان آزاديخواه به پيوستن به صفوف حزب کمونيست کارگرى که دقيقا براى اين هدف و آرمان ميجنگد فراخوان داده شده اند.

هفتگى: بيانيه چه امکان و فعاليتى را در جهت رهائى زنان در دست فعالين جنبش آزادى زن قرار ميدهد؟آذر ماجدى: بنظر من بيانيه حقوق زنان يک پلاتفرم روشن سياسى است. همانطور که در بالا نيز اشاره کردم اين بيانيه به جنبش آزادى زن امکان ميدهد تا به گرد اين پلاتفرم بسيج نيرو کند و آنرا به ابزارى براى ايجاد چسبندگى در درون جنبش بدل کند. جنبش دفاع از حقوق زن به يک پلاتفرم سياسى و مبارزاتى نياز دارد. نقاط اشتراک و افتراق ميان گرايشات مختلف بايد در شکل سياسى نيز تعريف و تبيين شود. بخصوص در شرايط حاضر که جامعه در آستانه يک انقلاب قرار گرفته است اين مساله حائز اهميت بسيار است. بيانيه حقوق زن براحتى ميتواند در چنين ظرفيتى مورد استفاده قرار گيرد. حزب کمونيست کارگرى خود تلاش خواهد کرد که با اشاعه و طرح اين بيانيه در سطح وسيع در جامعه اين کار را به پيش ببرد.